پشت درب اتاق عمل نگراني موج ميزد بالاخره دكتر وارد شد؛ با نگاهي خسته؛ ناراحت و جدي...

پزشك جراح در حالي كه قيافه ي مظلومي به خود گرفته بود گفت:متاسفم كه بايد حامل خبر بدي برايتان باشم؛ تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده؛پيونده مغزه.

اين عمل؛كاملا در مرحله ازمايش ؛ ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره؛ بيمه كل هزينه عمل رو پرداخت ميكنه ولي هزينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين.

اعضاي خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش ميكردن؛ بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد:قيمته يه مغز چنده؟ دكتر بلافاصله جواب داد5000$ براي مغز يك مرد و 2000$براي مغز يك زن.

موقيعت ناجوري بود؛اقايون داخل اتاق سعي ميكردن نخندند و نگاهشون به خانماي داخل اتاق نخوره؛ بعضي ها هم با خودشون پوز خند ميزدند!

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش ارزوي همه بود از دهنش پريد كه چرا مغز اقايون گرونتره؟

دكتر با معصوميت بچه گانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه اين قيمت استاندار مغزه! ولي مغزه خانما چون استفاده ميشه: خوب دسته دومه و طبيعتا ارزونتر