یک زن*+*+*یک مرد

یک زن
وقتی زنی عــاشـق میشود،دستــِـ خـودش نیستــ ؛
بــا صـدای آرام صـحـبـتــ میکند . عـشـوه هـایـش بـیـشـتــر میشود .حـسـادت زنــانــه میکند ...
چـون نمیخواهد کـسی حـتـی بـــه عـشـقـش نـگاه کـنـد،هـمـیـشــه میگویـــد تــــو مــال مــن هـسـتـی !
دوستــ دارد عشقش، از پشتــ ، دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد...
چشمانش خــُـمـار میشود.به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد...صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم !

اما مرد

اما یک زن
+ نوشته شده در ساعت توسط شيما پريسا
|